بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

96

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

كرده‌اند . بهرامى مشعوف ( 1373 ) ، تاثير ميزان عبادت بر اضطراب و نيك‌بخت نصرآبادى ( 1378 ) ، تاثير تلاوت قرآن را بر كاهش اضطراب نشان دادند . قهرمانى ( 1380 ) رابطه معكوس اضطراب و مقابله مذهبى و ارتباط روزه‌دارى را با كاهش علائم اضطراب نشان داده است . دولتى و ضرغامى ( 1380 ) نيز همبستگى معكوس بين اضطراب و مقابله مذهبى را مطرح نموده‌اند . پيچر و ادواردز ( 1984 ) ، پروپست و همكاران ( 1992 ) ، ازهر و وارما ( 1995 ) و رضا على و همكاران ( 1998 ) ، تاثير روان‌درمانى مذهبى بر روى افراد مبتلا به افسردگى را در جهت كاهش افسردگى نشان داده‌اند . كوئينگ و همكاران ( 1998 ) ، ارتباط اثرات مذهبى بودن را با سرعت بهبودى از افسردگى دريافتند . برام و ديگران ( 2001 ) ، ارتباط حضور در كليسا را با كاهش افسردگى را نشان دادند . اسميت و ديگران ( 2003 ) ، در يك فراتحليلى دريافت كه مذهبى بودن بطور متوسط با سطوح كمتر نشانه‌هاى افسردگى ارتباط دارد . يوسفى لويه و حسن‌پور ( 1376 ) ، به رابطه بين قرائت قرآن و كاهش افسردگى دست يافتند . اسلامى و همكاران ( 1376 ) ، البرزى و سامانى ( 1380 ) ، كريم اللهى و آقا محمدى ( 1380 ) نيز رابطه بين نگرش مذهبى و افسردگى پايين را نشان دادند . ابراهيمى و همكاران ( 1380 ) به ارتباط صله رحم با كاهش افسردگى پى بردند . اينگلهارت ( 1990 ) رابطه مثبت بين رفتن به كليسا و احساس شادكامى را مطرح كرد . آرجيل ( 2000 ) در تحقيقى با افراد سالمند به ارتباط مثبت بين حضور در كليسا و خشنودى و رضايت از زندگى دست يافت . فرانسيس و رابينز ( 2000 ) ، دريافتند كه بين نگرش دينى و شادكامى رابطه معنىدار مثبتى وجود دارد . موريرا - آلميدا ( 2006 ) ، در بيش از صد مطالعه رابطه بين اعمال دينى و شاخص‌هاى سلامت روان در رضايت از زندگى ، شادكامى و عاطفه مثبت را بررسى نمود كه 79 مطالعه حد اقل يك رابطه معنىدار مثبت بين اعمال دينى و اين متغيرها پيدا كردند . اين رابطه مثبت در نمونه‌هاى مختلف از كشورهاى مختلف كه داراى تنوع نژادى و مذهبى مىباشند وجود داشته است . فرانسيس و ديگران